|
...روزی با برادری
در يکی از خيابانهای لبنان میرفتيم که باران شديدی در گرفت.
برای در امان ماندن از باران به زير چادر [سايه بان] مغازهای
رفته و از آنجا به داخل مغازه رفتيم. شاهد صحنهای جالب شديم،
در يک طرف مغازه بطریهای الکل و مشروب کنار هم چيده شده و در
طرف ديگر عکس حضرت علی (ع) نصب بود!! گفتم:«اين ديگر چه وضعی
است که در يک طرف مشروب و در طرف ديگر عکس حضرت علی (ع) است؟!»
مغازهدار گفت:«من الحمدلله شيعه هستم! و اين کارم [مشروب
فروشی] به خاطر ارتزاق و تأمين معاش خانواده است و خودم
استفاده نمیکنم!»
از آن چه آن روز در آن مغازه ديدم و شنيدم خيلی متأثر شدم.
روزی به امام موسی صدر گفتم: «چرا شما برای اين موضوع فکری نمیکنيد؛
در جنوب لبنان که همه شيعه و مسلمانند و به مسجد میروند و
نماز میخوانند چرا مسلمانان به شغلهای حرام مشغولند. من خود
شيعهای را ديدم که در مغازهی مشروب فروشیاش عکس علی (ع) را
نصب کرده بود، و میدانم بيشتر مردم در خانههايشان نرد و قمار
بازی میکنند.» امام موسی صدر پاسخ قابل تأملی داد: «بايد آرام
آرام پيش رفت ما تا الآن که روی اينها کار کردهايم توانستهايم
به ايشان بفهمانيم که مبارزه هم جزء اسلام است، در مقابل دشمن
ايستادن هم جزء اسلام است، تنها ادعای خالی برای مسلمانی و
شيعه بودن کافی نيست، عمل هم میخواهد. فعلاً آنها را تا اينجا
رساندهايم. حالا زود است که به ايشان بگوييم زنت بايد حجاب
داشته باشد، فرزندانت نبايد فيلم مستهجن ببينند، نبايد مشروب
بخوريد و يا خريد و فروش کنيد. پيغمبر اکرم (ص) پس از ده سال
از رسالتش به اصحابش دستور مهاجرت دادند و فرمودند: قولوا لا
اله الا الله تفلحوا....»
درک سخنان امام موسی صدر در آن روز برايم سخت بود، ولی پس از
مدتها زندگی کردن در ميان اين مردم، خود به درستی و صحت سخنان
صدر رسيدم؛ و دريافتم که او تا اينجا چه راه سختی را پيموده
است. |