New Page 3

 

فولکس کوچک حقیر من!

 
 

-----------------------------------------------

 
 

حسین حجازی(ابوعلی)، راننده مجلس اعلای شیعیان لبنان
کتاب عزت شیعه، ج1، ص283

 
 

-----------------------------------------------

 
 

امام موسی صدر وقتی با افراد محروم و فقیر جامعه روبرو می شد، به آنها بیش از دیگران احترام می گذاشت. وقتی با آنها روبرو می شد، امكان نداشت كه بتوانند در سلام كردن بر ایشان پیشی گیرند. اگر در خیابان با انسان نیازمندی مواجه می شد، به هر شكلی بود به وضعیتش رسیدگی می كرد. حتی اگر مجبور می شد، از لوازم منزل خود چیزی به او هدیه كند. بارها پیش آمد كه در حین حركت خواست تا توقف كنم، و فلان پیر مرد یا پیر زنی را كه در انتظار وسیله نقلیه ایستاده بود سوار كرده و به مقصد برسانم. در چنین مواقعی اگر خودشان عجله داشتند، خیلی راحت از ماشین پیاده می شدند تا با تاكسی به راه خود ادامه دهند.
یادم هست كه در سالهای 3-1971 میلادی كه ایشان در اوج محبوبیت و شهرت بودند، بعد از ظهر روزهای جمعه را عازم جنوب می شدیم تا به روستاهای محروم و جنگ زده آنجا سركشی كنیم. نماز ظهر روز جمعه را كه می خواندند، راه می افتادیم. ماشینی كه مورد استفاده قرار می گرفت، فولكس كوچك حقیر بود. امام صدر كه ماشاءالله دارای هیكلی رشید و قوی بودند، به هنگام نشستن دچار زحمت می شدند. چند بار سؤال كردم كه آقاجان. چرا اصرار دارید از این ماشین كوچك، كه در آن به زحمت می افتید، استفاده كنید؟ ایشان می گفتند:
برادر ابوعلی. ما داریم به دیدن مردم فقیر و محروم جنوب می رویم. آنها اگر ببینند كه سید موسی با ماشینی شیك و مدل بالا آمده است، احساس كوچكی و حقارت خواهند كرد. نباید از موضع بالا با مردم برخورد كنیم. آنها آنوقت دیگر احساس راحتی نخواهند نمود. باید با مردم متواضع باشیم. باید مثل خودشان زندگی كنیم و با آنها صمیمی و با محبت باشیم. اینها كسانی هستند كه خداوند دوستشان می دارد. ما هم باید اینها را دوست بداریم.
همواره به من تأكید می كردند:
هرگاه دیدید كه مردم محبت كرده و به استقبال آمدند، ماشین را حداقل در فاصله 100 متری آنها متوقف كنید تا بتوانم پیاده شوم. من هم باید به استقبال آنان روم و آنگونه كه شایسته است، احترام بگذارم. این مردم ولی نعمت ما هستند. خداوند آنان را دوست دارد.