|
سایر مطالب |
|
درباره فرقه گرايى
|
|
------------------------------------------------------- |
|
کتاب نای و نی از مجموعه در قلمرو اندیشه امام موسی صدر ، صفحه 347 تا 349، ترجمه شادروان علی حجتی کرمانی سخنرانى امام موسى صدر، رئيس مجلس اعلاى شيعيان لبنان، به دعوت ندوة الاثنين با عنوان «نگرانى براى آينده لبنان»، به نقل از روزنامه العصر، چاپ صيدا، .5/12/1962
در اين سخنراني در خصوص مضرات فرقه گرايي، ضرورت وجود انديشه هاي مختلف و رقابت سالم، نظريه دولت و اظهار نگراني از آينده لبنان بحث شده است |
|
------------------------------------------------------- |
|
|
سخنرانى امام موسى صدر، رئيس مجلس اعلاى شيعيان لبنان، به دعوت ندوة الاثنين با عنوان «نگرانى براى آينده لبنان»، به نقل از روزنامه العصر، چاپ صيدا، .5/12/1962
اگر تعدّد طوايف باعث سستى يا ضعفى در حركت جامعه گردد، بى ترديد خطرى براى كشور تلقى مى شود. اما اگر اين تعدّد در نهايت منجر به تبادل معارف و تجارب و تمدّنها شود، به منزله نيرويى براى رشد كشور به شمار مى آيد. بنابراين، خطر در تعدّد طوايف نيست، بلكه خطر در جايى است كه تعدّد طوايف سمت و سويى منفى و سلبى پيدا مى كند. در اديان از فرقه گرايى تقدير نشده، زيرا پيام اديان منفى گرايى و توجه به پديدههاى سلبى نيست. از نظر ما فرقه گرايى بزرگترين مشكل است. زيرا در كشور ايجادِ منفى گرايى مى كند. همين طور خواهد بود اگر كشور به احزاب گوناگونى تقسيم شود و هر حزبى نسبت به افكارش تعصّب به خرج دهد، زيرا تعصّب نيز منفى گرايى و ترديد ايجاد مى كند و از اين لحاظ بين فرقه هاى مذهبى و احزاب فرقى وجود ندارد.
|
 |
|
|
چرا انديشه رقابت سالم به انديشه مبارزه و درگيرى تبديل شود؟ برماست كه رقابت ايجاد كنيم نه مبارزهاى كه با زدوخورد و نفرت صورت پذيرد. اين چيزى است كه ما به آن فرقه گرايى مى گوييم، چون آنچه هماكنون به صورت مبارزه طبقاتى تجلّى كرده، قبلاً به صورت مبارزهاى حزبى و فرقهاى بروز كرده بود. دولت بايد دولتى آسمانى باشد، نه دولتى متعلق به يك طايفه مذهبى. اگر دولت مصالح اقلّيّت را در نظر بگيرد ظلم آشكارى در حقّ اكثريّت روا داشته است و اگر مصالح اكثريّت را در نظر بگيرد، سرنوشت اقلّيّت چه خواهد شد؟ دولت بايد مصالح اكثريّت يا اقليّت را مد ّنظر قرار ندهد، بلكه بايد از اين فراتر برود يعنى به آسمان نزديك شود و خود را به دور از حزب و طايفه و فرقهاى خاص نگاه دارد.
|
|
|
ما در لبنان از دهها سال پيش زندگى مى كنيم. همه يا برخى از ما هنوز احساس صادقانه هموطن بودن را نچشيده ايم. بيشتر ما در همه كارهايمان فرقه گرا هستيم. معمولاً خواسته هايمان از مقامات رسمى مثل نماينده و وزير و رئيس جمهور حاوى مصالح خاصّ خودمان است و از آنها مى خواهيم كه تنها مصالح خاصّ ما را مدّنظر داشته باشند. من وجود ظالم و مظلوم را نفى نمى كنم. اما نمى خواهيم مظلوم به ظالم و ظالم به مظلوم تبديل شود. كداميك از ما بدون در نظر گرفتن منافع شخصى خود سخن مى گويد؟ آيا شنيده ايد نمايندهاى از جبل عامل گفته باشد كه مناطق جنوب يا عكار يا هرمل در محروميت به سر مى برند؟ كدام مسيحى روحانى فرياد برآورده كه مسلمانان محرومند؟ كدام عالم مسلمان از محروميت ارمنيها شكايت كرده است؟ اگر ما احساس صادقانه وطن دوستى نداشته باشيم، وطن با ما بيگانه مى گردد و ما نيز در وطنِ خود غريب مى شويم.
|
|
|
بايد صداى خود را بلند كنيم و براى اجراى عدالت در مناطق محروم فرياد سردهيم. اين گونه است كه ما وظيفه شهروندى خويش را ادا مى كنيم. اين خطرى است كه درها را به روى استعمار و اسرائيل و حتى براى كسانى كه از اسرائيل ضعيفترند مى گشايد.
چرا در افكارمان از دين مَركبى براى مصالح خود مى سازيم. انديشه و نگرش ما بايد متحول شود و تحول فكرى ما و دولت و ملتْ همان احساس روح وطندوستى است. ما بايد اين مسئله را تمرين كنيم. اگر انديشه با تمرين قرين نباشد، به نقص و ضعف و تخدير مى گرايد. ما بايد سنگينى اين مسئوليت را احساس كنيم. چه بخواهيد و چه نخواهيد، اگر تفكر و تصور و انديشه ما همين گونه كه هست ادامه يابد، لبنان رو به نابودى مى گذارد. ما در انتظار آنيم كه توانگران به فقرا فكر كنند. در انتظاريم انجمن هايى كه ثروت زيادى دارند به فقيران نظر بيفكنند و در انتظار جوانانيم كه به مناطق محروم و مرزها بروند و در آن ديار كار كنند.
اگر بخواهيم با همين انديشهاى كه داريم از لبنان پاسدارى كنيم، چيزى در لبنان نمى ماند و من از هماكنون از پايان كار مى ترسم. تنها ما درباره لبنان نگران نيستيم، بلكه نيمى از مردم جامعه نيز درباره سرنوشت آن احساس نگرانى مى كنند.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|